"در اين نوشته در پي آنيم تا نشان دهيم كه ترسها و تشويش هاي مربوط به سلامت پرده بكارت در جامعه ايراني از عوامل مهم بروز اختلالات و خشونت ها و تنش هاي چند بعدي در جامعه است. بيشتر اين ترسها و خشونت ها در گستره ديرپاي تعارضات، جهالت و سنت هاي معارض با اصول اصيل مذهبي و انساني ريشه دوانده است و تخفيف اين تنشها جز به مدد توسعه دانش بشري و ارزش هاي مذهبي و پيشرفت جايگاه اقتصادي و اجتماعي زن در جامعه امكان پذير نيست."
صداهاي خسته
- با سلام و خسته نباشيد. با شرمندگي و پوزش بسيار از شما مي خواهم مرا راهنمايي كنيد. من دختري 28 ساله هستم كه با خواندن مقالات خودارضايي در يكي از سايت ها تحريك شدم و به اين اقدام دست زدمو انگشت مياني خود را تا آخر به آرامي وارد مجرا كردم و بدون هيچ فشاري بهقسمت پايين وارد شد بعد خوندن مطالبي در مورد پرده بكارت ارامشم بهم خورده. لازمه بگم نه دردي داشت نه فشاري نه خونريزي. به قران همش حس يك كنجكاوي بود. من نمي تونم تحت هيچ شرايطي به دكتر برم كمكمكنيد. شما را بخدابه من بگين امكان داره اينجوري اين پرده پاره شه اگه پاره بشهپدر و مادرم درمورد من چه فكري ميكنن واي خدا! شمارا به خدا كمكم كنين تا ديگه مجبور نشم مرتب اين سايت اون سايت كنم دست شما رو ميبوسم بهم بگين
- سلام من یک دختر 20 ساله هستم من متاسفانه سالها خود ار ضایی می کردم بارها همتصمیم به ترک آن گرفته ام اما نتوانستم...الان هم در حال ترک هستم اما یه ترس خیلی مهیبی در من هست اینکه مبادا پرده بکارت من پاره شده باشد. البته ابن را هم میگویمکه خود ارضایی من به اینصورت بوده که با پارچه ای از بیرون مهبل خودم را فشارمیدادم یعنی هیچی را وارد آن نکرده ام راهنماییم کنید
- من هم در روزهای خونریزی برای تمیزی بیشتر بعد از توالت همیشه با دست بهترهبگم با انگشت ناحیه مهبل رو کاملا تمیز میکردم به خیال اینکه چقدر تمیز و پاکیزه میشمغافل از اینکه....لینکهایی رو که فرمودید قبلا مطالعه کردمولی هیچ کدوم برای من قانع کنندهنیست. چون خونواده ما و خونواده همسر آینده م کاملا مطمئن هستمکه به وجود خون بر روی دستمال خیلی حساس هستند و براشون خیلی خیلی مهم و حیاتی هست وای به روزی که روزپاتختی دستمال سفید تحویلشون داده بشه! دمار از روزگار دختره و پسره و همه در مییارن و از بابت اینکه گفتین پسرها نمیتونن وجود یا عدم وجود پرده رو تشخیص بدن بایدبگم که متاسفانه همسرآینده من حتما میتونه تشخیص بده به دلیل اینکه خودشون دکترهستند. حالا با این تفاسیر نظرتون چیه ؟ بازم می فرمایین کهنیازی به ترمیم پرده نیست ؟
- سلام و خسته نباشید.قبل از هر چیز از پاسخی که به نامه ارسالی من داده بودید ممنونم. خیلی آرامش بخش بود. آقای دکتر مسائلی که شمامطرح کردید کاملا درست و متین بود ولی موضوعی که هست مردان امروز ( خواستگارانامروز ) این حق خود میدانند که دختری رو که برای یک عمر زندگی انتخاب میکند کاملاپاک و سالم باشد. برای اونها وجود بود و نبود خود پرده بکارتموضوع مهمی نیست ولی نبود این پرده برای آنها دال بر داشتن یک رابطه عمیق جنسیدارد که برای هیچ جوانی قابل قبول نیست و نوعی بی اعتمادی برای آنها در زندگیآینده ایجاد میگردد. در ضمن اين اولين ارتباط من بود
نوشتن از پرده بكارت براي يك پزشك – حتي يك پژوهشگر در زمينه تشخيص و درمان اختلالات جنسي- كار ساده اي نيست. در واقع در تمام متون پزشكي گسترده و متنوع دانش پزشكي بندرت ممكن است موضوع پرده بكارت مورد توجه نويسندگان كتابهاي درسي پزشكي قرار گرفته باشد. همينطور در متون معتبر تشخيص و درمان اختلالات جنسي هم بندرت ممكن است به پرده بكارت و عوارض ناشي از آسيب آن اشاره شده باشد و به هرحال هيچگاه مسئله درخور اعتنايي نبوده است. اما با مرور نامه هاي ارسالي – كه متن بالا تنها نمونه كوچكي از آن است – مي بينم كه گذشتن از اين مطلب هم كار ساده اي بنظر نمي آيد. واقعيت اين است كه ميزان اهميتي كه اين بقاياي ناچيز تكامل جنيني دستگاه تناسلي در ميان جوامع كشورهاي خاورميانه و آمريكاي لاتين كسب كرده است، بسيار مهيب تر از آن چيزي است كه در ابتدا بنظر مي رسد.
پرده بكارت و عملكرد آن
هرچند احتمالا بسياري از خوانندگان قبلا در اين مورد مطالبي خوانده و ديده اند، براي كامل كردن بحث و احياناً اطلاع آناني كه هنوز چيزي در اين باره نشنيده اند: پرده بكارت يك غشاء نازك مخاطي است كه به شكل هاي گوناگوني در ابتداي مدخل ورودي واژن قرار گرفته است و براي ورود به واژن حتماً بايد از ميان آن رد شد. در ابتداي تكامل جنيني دستگاه تناسلي قسمت خارجي واژن كاملا بسته است اما در ابتداي تولد اين پرده از چند قسمت شكاف برداشته و باز ميشود. در يك مطالعه در عربستان با معاينه 345 كودك دختر تازه متولد شده مشخص شد همه آنها داراي پرده بكارت بودند كه 60 درصد از نوع حلقوي و بقيه داراي ديگر اشكال متنوع بوده است. در كودك تازه متولد شده اين پرده تحت تأثير هورمونهاي مادري ضخيم و صورتي رنگ و پر از چين و چروك است. تقريبا تا رسيدن به سن مدرسه كم و بيش اين وضع ادامه دارد كه در اين زمان پرده به شكل ظريف و نازك شفاف تري در آمده است و در لمس كاملا حساس است. در هنگام بلوغ تحت اثر هورمونهاي استروژن دوباره پرده به شكل ضخيم تر و تيره تري در مي آيد. اشكال مختلف اين پرده مخاطي را به نام هاي هلالي، حلقوي و غيره نام گذاري كرده اند. بندرت ممكن است پرده بصورت كامل و بدون سوراخ باقي مانده باشد كه در هنگام بلوغ (و تجمع خون قاعدگي و بروز درد و اسپاسم هاي شكمي) تشخيص داده و سوراخ ميشود.
در ميان جانوران ظاهراً علاوه بر انسان، پرده بكارت در اسب ها، فيل ها، شامپانزه ها، وال ها، فك ها، لاماها، خوكچه هاي هندي و موش ها هم ديده شده است و از لحاظ عملكردي كاركرد خاصي ندارد. پرده بكارت ممكن است هنگام ورود هر جسم خارجي مثل انگشت، نوار بهداشتي، آلت و چيزهاي ديگر آسيب ببيند. بدليل نبود عروق خوني فراوان فرآيند بهبودي به سرعت ديگر بافت هاي بدن اتفاق نمي افتد. اين پرده در هنگام زايمان واژينال بطور كامل از بين مي رود. دختر خانمها پس از بلوغ، با كمي دقت ميتوانند با معاينه دستگاه تناسلي خود روبروي آينه شكل و ظاهر آن را مشاهده كنند.
هرچند پرده بكارت داراي عملكرد قابل توجهي در بدن انسان نيست اما در تمام اقوامي كه به كنترل روابط جنسي زن قبل از ازدواج رسمي اهميت ميدهند نشانه قابل توجهي در اتفاق افتادن اين گونه روابط است. امروزه بر خلاف گذشته متوجه شده اند كه به اصطلاح ضريب حساسيت و اختصاصي بودن اين آزمايش زياد نيست. به معناي ديگر آسيب ديدن يا نديدن پرده لزوماً به معناي دخول يا عدم دخول آلت نيست. همچنين آسيب آن هميشه با خون ريزي (بعنوان نشانه سنتي آسيب پرده همراه نيست) طبق بعضي آمار چيزي حدود 50 تا 60 درصد از خانمها طي اولين نزديكي خود متوجه خون ريزي ناشي از پاره شدن پرده بكارت نميشوند (در 5 درصد موارد خونريزي آنقدر شديد يا طولاني مدت است كه ممكن است نياز به بستري فرد وجود داشته باشد). بدين ترتيب مفهوم بكارت (به معناي دست نخوردگي) ارتباط مستقلي از پرده بكارت پيدا ميكند. به عبارت ديگر عدم مشاهده خونريزي هنگام نزديكي لزوماً به معناي وجود قبلي نزديكي نيست. اينكه عدم خون ريزي يا آسيب قبلي پرده ناشي از نزديكي و دخول آلت بوده به معاينه دقيق فرد آشنا (با نشانه هاي نزديكي) نيازمند است كه امروزه بطور معمول در پزشكي قانوني صورت ميگيرد.
پرده بكارت Hymen در اسطوره ها
در اسطوره هاي رومي و يوناني هايمنئوس Hymenaeus خداي ازدواج و جشن و پايكوبي است كه اغلب بصورت جواني با مشعلي در ميان جشن عروسي نشان داده ميشود. او فرزند آفروديت و ديونزوس الهه و خداي زيبايي و شراب و برادر Priapus خداي زايش است. هومر در جاي جاي ايلياد از او ياد كرده است و از هايمن در يكي دو نمايشنامه شكسپير مثل نمايشنامه هاي "همانطور كه شما دوست داريد" و "طوفان" نام برده شده است. البته هايمن هميشه هم خوش يمن نبوده است. در افسانه ها آمده است كه اورفئوس و اوريديس او را به جشن عروسي خود دعوت كردند و چون بوي دود مشعل او در فضا پيچيد هر دو به گريه افتادند. نشانه اي كه از يك اتفاق ناخوشايند در آينده خبر ميداد.
اهميت بكارت در جامعه و ابعاد آن
بكارت و مذهب
احتمالاً قدمت توجه به بكارت در ميان جوامع به قبل از ظهور اسلام مي رسد. از آنجا كه اسلام (و ديگر مذاهب ابراهيمي) در بدو شروع قبل از آنكه مذهب بزرگي باشند ضدمذهب بزرگي بودند كه در تقابل با سنت ها و عقايد جامعه حركت ميكردند، ميتوان تصور كرد كه اسلام عرضه كننده ارزشهاي جديدي بجاي ارزش هاي قديمي (و از جمله بكارت) بوده است. تصور اينكه بكارت از ارزشهاي جامعه محافظه كاري است كه يك حركت انقلابي در مقابل آن به پا خاسته است و بدين لحاظ در اين حركت انقلابي جايي ندارد تصور چندان مشكلي نيست. بنا به توصيه هاي اسلام و پيامبر، مردان براي ازدواج بايد زناني هم شأن خود انتخاب ميكردند. تقريباً در هيچيك از آيات قرآن يا احاديث روايت شده از رهبر اسلام نوپا، در كنار معيارهايي چون ايمان و پايداري و صبر و ايثار، از بكارت بعنوان يكي از معيارهاي اين انتخاب شايسته چيزي ذكر نشده است (يا لااقل من جايي نديده ام)، چنانكه اغلب همسران پيامبر قبل از ازدواج با ايشان باكره نبوده اند. با پيش آمدن وقايعي چون جنگ احد و كشته شدن بسياري از مردان مسلمان در ميدان نبرد، پيامبر مسلمين را به زناشويي با زنان آنان ترغيب ميكرد و بدين ترتيب در واقع بكارت ارزش خود را بطور كامل بعنوان يكي از معيارهاي انتخاب زنان در ميان مسلمين از دست ميداد.
همزمان با تثبيت جايگاه اسلام بعنوان يك حكومت در شبه جزيره عربستان و گسترش آن به سرزمين هاي اطراف و شكل گيري امپراطوري اسلامي و بخصوص هرچه از زمان حيات پيامبر دور ميشويم احتمالا در اين زمان توجه به ارزشهاي يك جامعه محافظه كار و اشرافي (اسلام اموي و عباسي) شدت بيشتري گرفته است. با افزايش ثروت و فراهم آمدن فرصتهاي نو براي كابين بستن زنان و انتخاب زنان مطلوب تر، و همچنين گسترش جنگ و توسعه تجارت زنان برده (كه مهمترين كاركرد آنها ارائه خدمات جنسي به صاحبان خود بود) دور از انتظار نيست كه ارزشهاي اسلام انقلابي جاي خود را به ارزشهاي جديد جامعه محافظه كار بدهد. بدين ترتيب كم كم بكارت نقش مهمي در قيمت گذاري بردگان (يا كابين بستن زنان) بازي كرده است. احتمال سرايت بيماري هاي آميزشي چون سيفيليس يا سوزاك در زنان غيرباكره كه سابقه نزديكي قبلي داشته اند قطعاً نقش مهمي در كاهش رغبت مردان به آنان داشته است.
بكارت و سنت
همزمان با تلاش گسترده تر جامعه در كنترل بهتر و بيشتر روابط جنسي ناخواسته زنان، روشها و ابزار تازه اي براي اين منظور بكار گرفته شد. استفاده از ابزارهاي فلزي چون كمربند عفت (كه اولين بار با نمايش فيلم محلل در ميان ايرانيان معروف شد تا آن حد كه مرحوم مطهري به ناچار شرحي بر آن نوشت) يكي از راه هاي اطمينان از عدم نزديكي زن در غياب مالك و صاحبان رسمي وي بود كه ظاهرا تا همين زمان هم بخصوص در جوامع بسيار سنتي چون پاكستان از آن استفاده ميشود. يكي ديگر از رسوم معمول، در كنار ختنه دختران و بريدن كليتوريس (بخاطر از بين رفتن هميشگي حس لذت و اطمينان از عدم طغيان غيرقابل كنترل احساسات جنسي) دوختن لب هاي آلت تناسلي بطرزي كه فقط سوراخ كوچكي براي ادرار كردن و دفع خون قاعدگي وجود داشته باشد از رسوم شايع در ميان جوامع سنتي چون مصر و بسياري از كشورهاي عربي بوده است. اين امر منحصر به گروه هاي فقير جامعه نيست و حتي خانواده هاي تحصيلكرده را هم ناچار از پذيرش آن مي كرده است.
دكتر نوال السعداوي (با وجود داشتن پدر و مادر تحصيلكرده با مشاغل مناسب دولتي) خود يكي از قربانيان ختنه زنان در مصر است. او در كتاب سيماي زن عرب (نشر روزبهان- 1359) قسمتي از خاطرات خود هنگام اشتغال به حرفه طبابت در سودان را به اين صورت نقل ميكند: "... عمل ختنه در سودان چند برابر مصر وحشيانه تر بود. در مصر به قطع كليتوريس بسندهميكردند حال آنكه در سودان به اين شكل بود كه كليتوريس و دولبه بيروني و همچنيندو لبه كوچك دروني را نيز قطع ميكردند. عمل در همين قسمت خاتمه نمي يافت، بلكهجراح چند بخيه اضافي هم ميزد تا مجراي تناسلي به شدت تنگ شود و فقط براي خروج خونحيض جا باقي بماند. در نتيجه در شب ازدواج لازم بود تا با چاقوي جراحي يا حتيگاهي يك قيچي معمولي انتهاي دهانه را شكافته و راه دخول باز شود. جالب اينجا بود كهدر زمان طلاق نيز به بهانه اينكه نكند زن رابطه جنسي برقرار كند دهانه را دوباره ميبستند".
در پاكستان بعنوان يك سنت اصيل (مرد يا) زني كه داراي رابطه جنسي نامشروع با ديگري باشد بايد توسط اعضاي خانواد يا خويشان طرف مقابل به قتل برسد كه به آن "كاروكري" گفته ميشود. در سنت ديگري به نام "كالاكري" براي پاك كردن لكه ننگ خانواده، زني كه مورد تجاوز قرار گرفته باشد توسط اعضاي فاميل خود به مرگ محكوم ميشود.
بكارت در قانون و شرع
ظاهراً در فقه شيعي پرده بكارت داراي اهميت اختصاصي است كه سواي مسئله بكارت به معني داشتن رابطه جنسي است. در روايتي منسوب به اميرالمومنين نقل شده است كه زني با شوهرش نزديكي كرد و پس از آن با زني ديگر مساحقه (آميزش جنسي) كرد كه در اثر آن وي حامله شد. بنا بر اين روايت حضرت جريمه اي وضع كرد كه در ازاي از بين رفتن پرده بكارت زن در اثر حاملگي به وي پرداخت شود. در قوانين مدني ايران در صورت آميزش غيرقانوني مرد و زن و از بين رفتن پرده بكارت در اين عمل، زن حق تقاضاي مبلغي بعنوان ارش البكاره دارد كه اين غير از مبلغي است كه ميتواند بعنوان مهرالمثل (درصورت غيرتوافقي بودن نزديكي) دريافت كند. مبلغ ارش البكاره بطور عرفي در حدود 1.5-1 ميليون تومان يا بيشتر تعيين ميشود.
مسئله مهم ديگر منوط كردن صحت عقد به بقاي بكارت است. به اصطلاح در صورتي كه داماد هنگام عقد "شرط بكارت" كرده باشد و بعد از عقد معلوم شود بكارت زن – ولو بطريقي غير از نزديكي – آسيب ديده است، عقد و مسائل حقوقي مربوط به آن نافذ نخواهد بود. در اين صورت عدم بكارت نيز با گواهي پزشكي قانوني محقق خواهد شد.
بكارت و قتلهاي ناموسي
قتل ناموسي را ميتوان اينگونه تعريف كرد: كشتن فرد به دليل (احتمال) روابط جنسي تأييد نشده از سوي خانواده. در مطبوعات و كتابهاي خارجي – حتي پيش از بسياري از كشورهاي سنتي تر چون افغانستان يا يمن يا عربستان و سودان- همواره از ايران بعنوان كشور مملو از خشونت هاي جنسي نام برده شده است، با اينحال تا اوائل دهه 80 هيچ گزارش يا آمار رسمي در مورد ميزان اين نوع قتل منتشر نميشد. تقريباً روزنامه ها هم به پيروي از يك دستور نانوشته از چاپ و انتشار اخبار حوادث اينچنيني در سطح جامعه منع ميشدند. اما از اين زمان با اختصاص صفحه خاصي از روزنامه ها به حوادث كم كم تعداد گزارشات وقوع اين قتل ها افزايش يافت. يكي از پر سر و صدا ترين اين گزارشات، ادعاي يك مقام قضايي و همينطور مشاور استاندار خوزستان در سال 82 مبني بر رخداد 45 قتل فقط در فاصله 2 ماه در ابتداي اين سال بود كه توسط خبرگزاري دانشجويان ايران منتشر شد. خبر واضح و رسا بود:
"بين ابتداي فروردين تا اواخر ارديبهشت و هفته اول خرداد ماه جاري به استناد گفتهيكي از مشاورين فرمانداران صرفا در يك طايفه، حدود 45 مورد قتل ناموسي زير 20 سالصورت گرفت و پدر، عمو، برادران و پسران عمو خود به اجراي حكم در اين زمينهپرداختهاند.
تقريبا همان زمان از قول معاون قضايي دادگستري كرمانشاه نقل شد: "پس از قتلهاي هيجاني كه بدون تفكر صورت ميگيرد، قتلهاي ناموسي بيشترين تعداد قتلهايي كه معمولا با تصميم قبلي واقع ميشوند را در كرمانشاه به خود اختصاص داده است."
به انبوه موارد اين گزارشات بايد مواردي را هم افزود كه ممكن است بصورت خودكشي و يا خودسوزي گزارش شده باشد. در اين حال قرباني زير فشار فزاينده اطرافيان خودكشي را به ادامه زندگي ترجيح ميدهد كه كاملا قابل درك است. شايد يكي از علل محبوبيت فيلم قيصر همين سادگي درك علت مرگ دختر مورد تجاوز در خانواده قيصر است. در واقع تماشاچي نيز همين انتظار را از او دارند (من هيچ شكي ندارم كه اگر او اينكار را نميكرد قيصر اين كار را ميكرد). ديده شده كه گاهي حتي يك قتل بصورت يك مورد خودكشي گزارش شده است. خبرگزاري دانشجويان ايران در مهرماه 85 چنين گزارش ميكند:
"مادري به دنبال سكوت دخترش براي توضيح درخصوص رفتارهاي مشكوك، وي را به قتل رساند. سرهنگ ابراهيم كريمخاني،فرمانده هنگ مرزي سلماس در گفتوگو با خبرنگار «حوادث» ايسنادر تشريح اينخبر گفت: مادر و برادر اين دختر 20 ساله پس از خفه كردنش، جسد او را در طويلهمنزلشان به آتش كشيدند. وي ادامه داد: خانواده مقتول اذعان داشتندكه وي اقدام به خودسوزي و خودكشي كرده است و جسدش را در قبرستان روستاي سينجي بهخاك سپردهاند. سرهنگ كريمخاني تصريح كرد: ماموران هنگمرزي بعد از پيگيري و تحقيق در اين باره متوجه وقوع قتل شدند و اين در حالي بود كهپس از نبش قبر و كشف علت قتل، مادر (متهم به قتل) و برادر دختر جوان متواري شدند. فرمانده هنگ مرزي سلماس، علت قتل را مسايلاخلاقي ذكر كرد و افزود: بنا بر بررسيهاي پليسي، متهم به قتل در پي مشكوك شدن نسبتبه رفتارهاي دخترش، از وي ميخواهد كه در اين باره توضيح دهد، اما به دليل سكوتدختر جوان، متهم با همدستي پسرش، وي را به قتل ميرساند.
جالب اين است كه با وجود گسترده بودن اين قتل ها در استانهاي مرزي چون خوزستان، باختران، كردستان، بوشهر، سيستان و بلوچستان و خراسان بيشترين موارد شكايت بدنبال تجاوز و درخواست معاينه پزشكي قانوني بخاطر ازاله بكارت مربوط به استان تهران بوده است: بنا به گزارش ارائه شده از سايت خبرگزاري انتخاب در اواخر اسفند 84 از نظر آمار مربوط به تجاوز به عنف يا شكايت خانواده دختران در رابطه با ازاله بكارت از ميان حدود هفدههزار آزمايش انجام شده، كه سرانه پنج در دههزار نفر را براي زنان ايراني ايجاد ميكند، استان تهران با حدود ده مورد در هر هزار زن تهراني، رتبه نخست، استان قزوين با حدود 9 مورد، رتبه دوم و استانهاي سمنان و گيلان نيز با حدود هشت مورد در دههزار زن رتبههاي سوم و چهارم را در آزمايشهاي مربوط به ازاله بكارت، دارا هستند. گفتني است، استانهاي سيستانوبلوچستان، ايلام و زنجان از اين لحاظ، رتبههاي آخر را دارند."
برعكس مطابق گزارشات منتشره بيشترين آمار خودسوزي زنان مربوط به استانهايي مثل ايلام و كرمانشاه بوده است. هرچند نسبت دادن همه آنها به خشونت هاي ناموسي درست نيست، بررسي اهميت انگيزه هاي اينچنيني در بروز آنها قابل توجه است.
قطعاً وقوع قتل هاي ناموسي منحصر به ايران نيست و در اغلب كشورهاي خاورميانه به شكل شايعي حضور دارد. بنا به گزارش منتشر شده خبرگزاري جمهوري اسلامي (ديماه 84) از روزنامه نواي وقت پاكستان در سال 2004 سه هزار و هشتصد و پنجاه زن در زندانهاي شخصي، خانوادگي و قبايلي در ايالتهايسندوبلوچستان بهسر بردند. طبق گزارش عفو بين الملل حدس زده ميشود كه سالانه در جهان حدود 5000 قتل ناموسي اتفاق مي افتد كه 1500 مورد آن مربوط به كشور پاكستان است.
در ديماه 1382 گزارشي در نشريه الكترونيك ايران امروز به نقل از "فرانكفورتر الگماينه زونتاگ" منتشر شد كه به يك مورد قتل ناموسي در تركيه پرداخته بود: "شوراي خانواده، يعني اعضاي مرد خانواده دميرل، ماموريت را به بزرگترين پسر خانواده محول كردند: احمد 16 ساله، مي بايست ناموس دميرل ها را به آن ها باز ميگرداند. خواهرش قدريه، به اصطلاح ناموس خانواده را لكه دار كرده بود. او كه تنها يك سال جوانتر از برادرش بود. هرگز رنگ مدرسه نديده و پا از محله اي را كه در آن زندگي مي كرد فراتر نگذاشته بود از سوي پسر عمويش محمد مورد تجاوز قرار گرفت و حامله شد. او، نمي دانست پسر عمو چه بلائي بر سرش مي آورد. يك روز، آنچه را اتفاق افتاده بود، براي مادرش تعريف كرد. مادر هم، داستان را براي پسرش احمد شرح داد. پدر، يك مرد بيكار و الكلي، با پنج پسر و دو دختر، حاضر نبود روايت او را بپذيرد. پسر، بلافاصله خواهرش را نزد پزشك زنان برد. در راه، حاضر نبود دست خواهرش را بگيرد. چون كه مرد، هميشه سه قدم جلوتر از زن حركت ميكند. قدريه، در حالي كه سرش را به زير افكنده و فقط جلوي پايش را نگاه مي كرد، به دنبال او مي رفت. پزشك همه چيز را تاييد كرد: خواهر او ديگر باكره نبود. به اين ترتيب، او، ناموس خانواده را لكه دار كرده بود. مادر، دختر را نزد بستگانش پنهان كرد. در اين ميان، شوراي خانواده تصميم گرفت كه چه بايد كرد: احمد، خواهرش را به بهانه اي از مخفيگاه بيرون كشيد. ماه رمضان بود. قدريه، بار ديگر سر به زير به دنبال برادر به راه افتاد. تا وقتي كه او ناگهان چرخيد، به ضرب چاقو سينه خواهر را شكافت و با سنگي بر سرش كوبيد. رهگذران مداخله كردند و دختر را كه به شدت خونريزي مي كرد به نزديك ترين بيمارستان رساندند. او، همراه با كودك شش ماهه اي كه در رحم داشت جان باخت". ظاهرا در تركيه در اين موارد ترجيح داده ميشود كه پسر نابالغ خانواده وظيفه قتل خواهرش را بعهده بگيرد چرا كه قانون او را حداكثر به دوسال حبس محكوم ميكند.
اينها تنها مشروط و محدود به كشورهاي جهان سوم نيست. با حضور جمع قابل توجهي از مهاجرين در كشورهاي صنعتي كه سنتهاي خود را نيز همراه خود به آنجا آورده اند ساليانه آمار قابل توجهي از اينگونه قتل ها و خشونتها در كشورهاي مهاجرپذيري چون انگلستان، سوئد و آلمان گذارش ميشود. بنا به يك آمار در سال 2004 ميلادي حدود 200 نفر قرباني قتل هاي ناموسي در آلمان شده اند. پليس لندن سعي كرد ضمن مطالعه پرونده 109 قتل ناموسي كه در سه سال قبل اتفاق افتاده بود طي كنفرانسي به نام International Conference on Honour Based Violence در بهار سال 2005 ميلادي از همه صاحب نظران براي بررسي انگيزه و ماهيت اين قتل ها دعوت به همكاري كند. در اين كنفرانس رئيس پليس متروپوليتن خانم Andre Baker ضمن اشاره به 492 پرونده ازدواج اجباري اذعان كرد كه اين تنها قسمتي از كوه يخ پنهان در زير لايه هاي اجتماع است.
واكنش عمومي به اين جنايات چندان شديد نبوده است. بنا به نظر مردم بخصوص در قبايل سنتي دختر جزئي از مايملك مرد (در خانه پدري يا شوهري) محسوب ميشود و عملاً همكاري يا تن دادن به روابط جنسي غير رسمي نوعي جرم و خيانت نابخشودني بشمار مي آيد. تصميم به قتل دختر از سوي خانواده هرچند ناراحت كننده اما "قابل درك" بحساب مي آيد. چنين تلقي هرچند بطور رسمي از نظر دستگاه قضايي و حقوقي محكوم شده است عملاً در نظر گرفته ميشود.
از نظر قانوني در قوانين مجازات اسلامي كشور ايران تنها اگر مرد زن خود را هنگام معاشقه و نزديكي با مرد ديگر ببيند اجازه قتل او را دارد بي آنكه دستگاه قضايي از او مؤاخذه كند (ماده 630 قانون مجازات اسلامي). چنين امري نادر و اثبات آن بسيار دشوار است. همچنين مطابق قوانين قضايي پدر يا جد پدري ميتواند فرزند خود را به قتل برساند بي آنكه مستحق قصاص باشد (ماده ۲۲۰ ـ پدر يا جد پدري كه فرزند خود را بكشد قصاص نمي شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.). چندي پيش در پي گزارش سربريده شدن دختر 7 ساله اي بدست پدرش در اهواز قوه قضاييه قول داد كه بطور ويژه به اين پرونده رسيدگي ميكند اما بعداً خبري از نتايج رسيدگي به آن منتشر نشد. چندي پيش در خبرها آمده بود در محاكمه مردي كه ضمن شكايت از زنش بخاطر رابطه نامشروع با مرد ديگر او را با ضربات چاقو در كلانتري محل به قتل رساند، قاضي با توجه به زمينه بروز اين اتفاق قاتل را متسحق قصاص ندانست و تنها وي را به پرداخت ديه محكوم كرد (كه طبعاً به كودكان وي بعنوان وارث پرداخت ميشود). همچنين طبق قوانين قضايي ايران قصاص قاتل منوط به شكايت اولياء دم مي باشد از اين رو در مورد قتل هاي ناموسي از آنجا كه آمر قتل نيز نوعاً جزو اولياء دم بوده با عدم شكايت وي امكان قصاص قاتل منتفي ميشود و حداكثر درصورت لزوم تعزير خواهد شد. (هر كس مرتكب قتل عمد شود و شاكي نداشته ياشاكي داشته ولي از قصاص گذشت كرده باشد واقدام وي موجب اخلال درنظم جامعه يا خوف شده و يا بيم تجري مرتكب يا ديگران گردد موجبحبس تعزيري از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود- ماده 208 قانون مجازات اسلامي).
در ديگر كشورهاي گفته شده نيز فضاي عمومي حاكم بر مراجع قضايي به همين شكل است، هرچند در واكنش به انتقادات مجامع غربي گاه بگاه تلاشهايي براي تغيير در اين فضا صورت ميگيرد. در سال 1999 ميلادي دولت تركيه قانوني كه اجازه معاينه اجباري پرده بكارت به مقامات رسمي را ميداد ملغي اعلام كرد. اين اقدام بعد از آن صورت گرفت كه دختران يك يتيم خانه در اعتراض به معاينه اجباري پرده بكارتشان (كه به منظور اطمينان از سالم بودن آن انجام ميشد) دست به خودكشي دست جمعي زدند (بي بي سي ژانويه 1999). در عين حال خود مقامات هم اذعان داشتند كه اين اقدام تأثير ناچيزي بر جو عمومي جامعه خواهد داشت. حتي وزير امور زنان نيز (سال قبل از آن) بطور جدي از آزمايش پرده بكارت بعنوان اقدامي كه ريشه در فرهنگ سنتي تركيه دارد كاملاً دفاع كرد. در سال 2003 ميلادي يك ماده قانوني (معروف به ماده 462) كه به موجب آن به قاضي اجازه داده ميشد "اگر قاتل هنگام قتل تحريك شده باشد مجازات قاتل به يك هشتم حداكثر مجازات تعيين شده در قانون كاهش يابد" لغو شد (از اين ماده قانوني معمولا هنگام تصميم گيري در پرونده قتل هاي ناموسي استفاده ميشد). مجلس ملي پاكستان در آبان 1383 با تصويت يك لايحه ارتكاب به قتل هاي ناموسي را ممنوع كرد كه به موجب آن مجازات مجرم از 10 سال تا حداكثر حبس ابد تعيين ميشد. در هنگام نوشتن اين سطور لايحه اي به سناي پاكستان ارائه شده كه بر اساس آن زنان براي اثبات تجاوز به خود در دادگاه ديگر نياز به همراه داشتن 4 شاهد مرد ندارند و زنان (ولو شوهر دار) براي نزديكي توافقي با ديگري به اعدام محكوم نميشوند. ژنرال مشرف ضمن تأكيد بر لزوم تصويب و اجراي قوانيني از اين دست از سنا خواست هرچه زودتر اين لايحه را به تصويب برساند.
در بسياري از موارد قاتلين در توجيه عمل خود سعي ميكنند آن را به حدود الهي نسبت دهند و خود را عاملين احكام الهي نشان ميدهند، چيزي كه مستندات واقعي براي آن وجود ندارد. قرآن در سالهاي ابتدايي بعثت پيامبر با آيات شديد الحن اقدام اعرابي رادر زنده به گور كردن دختران خود ميكردند محكوم و آنان را به پاسخگويي شديدي بشارت داد. در استفتايي كه خبرگزاري دانشجويان ايران از مراجع تقليد در اين باره كردند و در آذرماه سال 82 در روزنامه ياس نو و ايران به چاپ رسيد آيات عظام سيستاني، مكارم شيرازي، نوري همداني و مظاهري بطور كلي قتل هاي ناموسي را محكوم كردند. آيت الله سيستاني قتل ناموسي را جنايت دانست و صريحاً اظهار كرد "قاتل مستحق قصاص است و برفرض تخلف، حكم آن را بايد شرع اجرا كند و ديگران حق اجراي حدود را ندارند." آيت الله نوري همداني نيز قاتل را متسحق قصاص دانست و تأكيده كرد: "علاوه بر اينكه قاتل بايد قصاص شود گناه او بسيار بزرگ است."